تبليغاتX
... اللهم عجل لولیک الفرج ...

 

منتظر بودم

منتظر دارکوب زمان

تا اين بار

 تلنگرش را

بر سرم بکوبد

غافل از اينکه

سالهاست

دارکوب زمان

تلنگر می زند و من غافلم !

 

این شعر که سروده خودمه در آخرین شماره ویژه نامه جیم روزنامه خراسان  تاریخ ۵/۹/۸۸ چاپ شده است .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 12:15  توسط مجید 

خدایا !

اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های

نکبت بار و پلیدِ " شِبه آدم های اندک " را متوجه شوم ، چه ، دوست تر می دارم ،

" بزرگواری گول خور " باشم تا ، هم چون اینان ، " کوچک واری گول زن " .

دکتر شریعتی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/05ساعت 13:0  توسط مجید 

       با من بگو چگونه از رویش یاس ها بگویم ، وقتی که نرگس های چشمم در انتظار آمدنت سوسو

می زنند . هر شب با یاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ...

       می دانم که می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلب های خسته مان می زدایی و

اشک های زلالمان را از گونه هایمان برمی چینی . می آیی و ضریح گمشده یاسی کبود را نشانمان

می دهی و مسیح مریم را با خویش همراه می سازی . می آیی و صندوقچه موسی را برایمان

 می گشایی و آن گاه در کنار کعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی که آمدنت را به

منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود . می آیی و فراسوی نگاه منتظرمان ، قلب های کوچک و

امیدوارمان را به هم پیوند می دهی و آن روز ، روز شادی چشم های منتظری است که عاشقانه

 می گریند و به سویت بال و پر می گشایند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت 12:50  توسط مجید 

 

سلام

شرمنده دیر اومدم ... کلا میگم !

تا به حال یا دانش آموز بودم و یا دانشجو و وقتی هفته و روز معلم میشد یه حال و هوایی داشتیم که

چه هدیه ای برای معلممون ببریم .... گل ببریم، یه کادو ببریم یا یه دست نوشته از اعماق وجود ...

.....

همیشه یادمه روز معلم میرفتم خونه خالمو از تو باغچشون یه دسته گل درست میکردمو میبردم برای

معلمم ....

ولی حالا !

حالا خودم یه معلمم ! ( البته سرباز معلم )

حال دانش آموزا میخوان هدیه بدن وچه زیباست شاخه گلی که دانش آموز برای معلمش می آره

با تمام احساس خودش ....

نمی دونید چه حسی داره ....

اون هم وقتی دانش آموزا روستایی باشند ، با اون قلب های پاک و اون قیافه های معصوم....

خدا یا شکرت ...

خداکنه لیاقتشو داشته باشم ...

 

"در مدرسه زندگی ،

در کلاس دنیا ،

سر زنگ املا ،

یادمان باشد

برای محبت تشدید بگذارم !

تا نیم نمره از محبت ها کم نشود ."

 

  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 13:2  توسط مجید 

             خدایا !

       به حرف های من گوش کن .

       می خواهم زندگی ام را ‌‌٬ همه ی زندگی ام را به تو بسپارم .

       روح ٬ جسم ٬ جان و تمام ترس ها و نگرانی ها و امیدها و آرزوهایم را به دستان تو می دهم .

       اگر تو می خواهی شکست بخورم ٬ با رضایت کامل آن را می پذیرم . هر چیزی که تو برایم

         مقدر داشته ای بهترین است . همه چیز من مال توست و من همه را به تو می سپارم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/20ساعت 12:35  توسط مجید 

 

... زمزمه می شد که

 ما فقط من وتو

بادبان زورقی را باید برافراز یم و برو یم ,

ای کاش روح هیچ کس در این دنیا

از سلوک لامکان و بی منتهای ما

با خبر نشود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/29ساعت 9:0  توسط مجید 

 

 

* مانند آسمان بخشنده و مانند زمین افتاده باش ,  رمز زندگی همین است ." مولیر "

 

* هر وقت خواستی در کار کسی شیطنت کنی اول خودت را به جای او بگذار ." ورن "

 

* قشنگترین چیزهای دنیا نه قابل دیدن و نه حتی قابل لمس کردن هستند. بلکه باید آنها را با قلب خود حس کرد . " هلن کلر "

 

* کارمندان نابه کار , از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند . "ارد  بزرگ "

 

* ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد . " مارک تواین "

 

* آنکه ثروت خود را باخت , ز یاد نباخته است ولی انکه شهامت خود را باخت پاک باخته است . " سر وانتس "

 

* محبوب کسی نبودن فقط یک بد شانسی است , در حالی که عاشق نبودن , یک بد بختی است . " البر کامو "

 

* وقتی ارتباط عاشقانه ات به پایان می رسد , فقط به سادگی بگو :" همه اش تقصیر من بود ." "جکسون براون "

 

* گاه لازم است که انسان دیدگان خود را ببندد , زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز یک نوع خوشبختی است ." نیوتون"

 

* اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند , بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند . " سقراط "

 

 

جملات کوچک به سبک انسان های بزرگ !!!

 

  • دریا برای صرفه جویی در آب , کمتر موج می فرستد .
  • روزگار غر یبی است . یکی در آبپاش گلاب دارد و یکی در گلابپاش آب هم ندارد !
  • فکر هایم , تابعیت مغزم را از دست داده اند .
  • ساز شکسته رادر دستگاه سکوت کوک می کنم .
  • سیب به در خت چسبیده , به قانون نیوتون دهن کجی می کند .
  • از دودلی خسته شده بودم , یکی از آنها را یدکی نگه داشتم .
  • زنبور تنها پزشکی است که بدون معاینه به مریض آمپول می زند .
  • وقتی می خواهم حر فهایم را پنهانی بزنم , گوش هایم را می گیرم .
  • برای اینکه حرف های بزرگی بزنم , دهانم را زیر ذره بین می گذارم .

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 10:50  توسط مجید 

 

ایران 

 

  ما با هم

از ورای فراز و فرود سالیان

با هم زیسته ایم و عشق ورزیده ایم

ما درشادیهامان شریک بوده ایم

و شادیهامان را با هم گریسته ایم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/21ساعت 8:58  توسط مجید 

 

خوش بود که در دوستی غرضی در میان نباشد مگر ژرفا بخشید ن

 

 

به روح . زیرا عشقی که جز گشودن راز درونش طالب چیز دیگری باشد

 

 

 عشق نیست  دامی است گسترده  که جز بیهودگی در آن نمی افتد .

 

 

*** 

دوستان من ، زندگی شما جزیره ای است جدا از تمام جزیره ها و

 

 

مناطق ، گذشته از این که روزانه چند کشتی سواحلتان را به مقصد

 

 سر زمین های دیگر ترک می گویند ، یا چه تعداد ناوگان کناره های شما را

 

 

لمس می کنند . شما جزیره ای دور افتاده باقی خواهید ماند، رنجور از

 

 

درد تنهایی و اشتیاق سعادت . شما برای همنوعانتان ناشناخته اید و از

 

 

همدلی و تفاهمشان بسیار دور .

 

 

*** 

عشق هیچ نمی دهد الا خودش و هیچ نمی ستاند مگراز خودش

 

 

عشق مالک هیچ نیست و در تملک کسی هم در نمی آید :

 

 

چرا که عشق را عشق کافی است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 10:10  توسط مجید 

 

 

برخی از شما می گویید : " شا د ما نی برتر از اند وه است . "

 

 د یگران می گویند : " نه , اند وه برتر است . "

 

اما من به شما می گویم که این د و از یکد یگر جدا نیستند .

 

آنها با هم می آیند , و هنگامی که یکی از آنها تنها با شما سر سفره تان می نشیند ,

 

 یاد تان باشد که آن دیگری بر بسترتان خفته است .

 

***

ای دوست غمگین من , اگر می توانستی ببینی که بخت بد که شکست تو در

 

 زند گیت بوده , همان نیرویی است که قلبت را روشن می کند , روحت را از

 

 مغاک تمسخر بیرون می آورد و تا عرش احترام بالا می برد , آنگاه رضا به داده

 

می دادی و آن را میراثی می دانستی که تعلیمت می دهد و آگاهت می کند .

 

***

من هرگز غم های بزرگ د لم را با شاد مانی های کوچک مرد م عوض نمی کنم .

 

 من هرگز نمی گذارم اشک هایی که غم ازهر پاره ام بر گونه هایم جاری می سازد ,

 

به خنده بد ل شوند . ای کاش زند گیم برای همیشه اشکی و لبخندی بماند .

 

 

***

حقیقت آد م ها آ ن نیست که بر شما آشکار می کنند , بلکه آن ا ست که از آشکار

 

 کرد نش بر شما عاجزند .

 

     بنابراین , اگر می خواهید آنها را بشناسید , به آنچه می گویند گوش ندهید , بلکه به

 

آنچه ناگفته می گذارند گوش بسپارید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 9:53  توسط مجید 

     

در خبر است که روزی قسمتی ازخانه امام سجاد (ع ) دچار آتش سوزی شد , در حالی که حضرت به نماز مشغول بودند . اهل خانه فریاد می زدند :

 

آتش !  آتش !  اما حضرت متو جه نشدند تا دیگران آمدند و آتش را خاموش کردند . بعد از اتمام نماز از حضرت پرسیدند که چطور شما از این همه

 

سر و صدا غافل بودید ؟

 

حضرت فرمود : آتش بزرگ قیامت آنچنان مرا مشغول کرده بود که از آتش کوچک دنیا غافل ماندم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/19ساعت 10:28  توسط مجید 

 

از افلاطون پرسیدند : که در دنیا چگونه زندگی کردی ؟

 

گفت: به اضطرار آمدم و متحیر زیستم , و اینک به اکراه از آن بیرون می روم و اینقدر معلوم شد که هیچ معلومم نشد!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/19ساعت 10:27  توسط مجید 

 

در وسعت جاده ام

چشمه معرفتی جوشان است

راز و رمز های عارفانه

به آسمان پرواز می کنند

... هزاران هزار ستاره پرده شب را کنار زده اند

آه ... خدای من

دست نیاز به در گاهت بلند می کنم

 و زمزمه می کنم :

چاره  سازا

من به تو محتاجم , تو به من مشتاق باش
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 10:29  توسط مجید 

پروردگارا!
خواسته ام در اين جايگاه، يعنى جايگاه بنده فقير نااميد، آن است كه...
گناهان گذشته ام را بيامرزى ،
و در باقيمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،
و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غريبانه در زير خاكها خفته اند، ببخشى .
...
تنهايى شان را با انوار احسانت از بين ببر،
و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن،
و به نيكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،
و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،
...
تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قيامت درامان باشند،
به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،
و بين من و آنان در آن نعمت گسترده شناسايى برقرار كن،
تا مشمول شادمانى گذشته وآينده شويم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/30ساعت 11:34  توسط مجید