... صدای دلبر ...
|
ناصر عبداللهی در ساعت ده و ده دقیقه دهمین روز از دهمین ماه سال 1349 در محله باغ ( مسجد بلال ) بندرعباس دیده به جهان گشود . پدرش عبدالرحمن عبداللهی کارگر بازنشسته و مادرش مهرنگار بندری نیایی خانه دار است . ناصر فرزند سوم خانواده بود . از 13 سالگی به موسیقی علاقه مند شد . فعالیت های هنری خود را از سال های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز کرد . ناصر در هجده سالگی ازدواج کرد و کار حرفه ای را به طور جدی از سال 1374 آغاز کرد . در سال 1375 همراه با همسرش به تهران آمد . محمد علی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش ، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد . بیشتر ترانه های او از سروده های محمد علی بهمنی بود . از ناصر عبداللهی 5 آلبوم به یادگار مانده است : بوی شرجی ، عشق است ( همراه با پرویز پرستویی و محمد علی بهمنی ) ، ماندگار ، دوستت دارم و هوای حوا . ناصر عبداللهی در سوم آذر ماه 1385 در بندر عباس به کما رفت و پس از گذراندن 27 روز در کما سرانجام در 29 آذر زمانی که تنها 10 روز تا 36 سالگی اش باقی مانده بود ، شمع وجود ناصر خاموش شد . دو سال گذشت اما ناصر هرگز از یادها نخواهد رفت ، نه به خاطر مرگ یا صدای زیبایش بلکه به خاطر هنر پاک و والایی که به راستی فراموش نخواهد شد . روحش شاد و یادش گرامی دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه کفش فرار و ور کشید آستین همت و بالا زد و رفت یه دفه بچه شد و تنگ غروب سنگ توی شیشه فردا زد و رفت حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه فرداها رو تا زد و رفت حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت ...
ادامه مطلب |
|
سلام...
شرمنده از اینکه یه مدت تقریبا طولانی نبودم که البته چند دلیل موجه و غیر موجه داشت.. اول اینکه یه مدت درگیر اون یکی وبلاگم بودم بعد هم که اوضاع این دانش آموزهای زیر دست ما یه مقدار وقتمو بیشتر گرفت و البته یه دلیل دیگه اینکه جاتون خالی ( ببخشید... در از جونتون ...) یه سر ماخوردگی گرفتم ... از اون سرماخوردگی ها ... توی سه هفته گذشته سه بار رفتم دکتر ولی هنوز خوب خوب نشدم ... خلاصه قرص و کپسول و شربت و آمپول به مقدار فراوان مورد مصرف قرار گرفته و می گیرد . ان شاا... که خوب بشیم. عید غدیر مبارک ...
مجددا عید غدیر رو بهتون پیشاپیش تبریک میگم و یه شعر هم برای فرج آقا امام زمان (عج) می زارم . امیدوارم خوشتون بیاد ...
کی می آیی ؟!
با نیامدنت ، باران که نبارید ، هیچ . . . ابرکی هم از آسمان مان نگذشت ! کی می آیی؟ نمی دانم ! چشم های بهار بی نگاه تو می لرزد. نگاه پنجره ها بی چشمان تو تاریک است .
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه مطلب |