... صدای دلبر ...
|
آقا جون تولدت مبارک ، هزار و یکصد و هفتاد و چهارمین سال تولدت مبارک . دلم می خواد اینجا باشی و یه جشن تولدت بزرگ براتون بگیرم با یه کیک بزرگ و 1174 تا
شمع و شما بیاین و اونا رو فوت کنید ... خیلی ساله که همه منتظرند ، منتظرند تا شما بیاین ، بیاین و این دنیا رو از این
ظلمت و دورنگی نجات بدین .
دلم می خواد ، خیابونا رو برای اومدنتون آب و جارو کنم . آقا جون دلم می خواد این آخرین جمعه واین آخرین ندبه باشه که بدون حضور تو
سپری شد .
آقا جون بیا دیگه .
آقا جون یه نگاه هم به ما کن .
آقاجون از تو چی کم میشه بیای و یه دستی به سر ما بکشی . ...
ای درخشتانترین نور ، ای آفتاب پشت ابر ، ای منجی عالمیان ، ای پناه بی پناهان ،
ای دستگیر دردمندان ، ای گل نرگس ، ای یوسف کنعان ، بیا بیا بیا بیا بیا بیا ....
آقا جون یه آرزو دارم ، یه خواسته ، فقط می خوام بهت بگم این اجازه رو بهم بده و
بهش گوش کن . نمی دونم اجابت می کنی یا نه ؟ ولی می گم !
آقا جون دلم می خواد بخوابم بیای .... پس بیا ....
ره آورد حکومت حضرت مهدی (عج) بدانید ، آن کس از ما " حضرت مهدی (عج) " که فتنه های آینده را در یابید ، با چراغی
روشنگر در آن گام می نهد ، و بر همان سیره و روش پیامبر (ص) و امامان (ع) رفتار
می کند تا گره ها را بگشاید ، بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد ، جمعیت های
گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند . " حضرت مهدی (عج) " سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد ، آن
چنان که اثر شناسان ، اثر قدمش را نمی شناسند ، گر چه در یافتن اثر و نشانه ها
تلاش فراوان کنند . سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند ، و
چونان شمشیر ها صیقل می خورند . دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد ، و در گوش هاشان تفسیر قر آن طنین افکند ، و
در صبحگاهان و شامگاهان جام های حکمت سر می کشند . نهج البلاغه - خطبه 152 –
میلاد گل و بهار جان آمد برخیز که عید می کشان آمد خاموش مباش زیر ا ین خرقه بر جان جهان دوباره جان آمد برگیر به دست , پرچم عشاق فرمانده ی ملک لامکان آمد گلزار ز عیش لاله باران شد سلطان زمین و آسمان آمد با یار بگو که پرده بردارد هین ! عا شق آخر الزمان آمد آماده امر و نهی و فرمان باش هشدار , که منجی جهان آمد امام خمینی ( ره ) ادامه مطلب |