... صدای دلبر ...
|
گر یه کن , گر یه کن اشک , همان انتظار تو از زندگی است در کوچه های بی مهتا ب آدم های خشن , تار یک و وحشی خفته اند و در شهر اسارت تولد یک اژدها آه ... چه غریبانه ناله می کند مادر , پدر , عروسک و شهر این شهر روشن من از روزی که قانون را دفن کرد ما همه غریبیم و خنجرهامان در قلب یکدیگر بگو ... چه ترانه غمگینی شهر مرده است , شهر مرده است ! گر یه کن , گر یه کن اشک همان فرشته نجات توست . " امین سنچولی " این شعر را یکی از دوستان هم خدمتی ام در پایان دوره آموزشی و در دفتری که برای
جمع آوری یادگاری دوستان به او دادم , فی البداهه سرود . از همینجا برایش آرزوی
موفقیت می کنم .
ادامه مطلب |