تبليغاتX
... اللهم عجل لولیک الفرج ...

 

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است


گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است


گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است


جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است


خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
پرورده ي کنار رسول خدا، حسين

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 11:37  توسط مجید 

 

تو از راه می رسی ، درست هنگامی که دود ستم ها ، جهان را سیه چرده

 

و چرکین کرده باشد .

 

تو از راه می رسی ، درست هنگامی که قبیله ی قبله ، قلب های خویش را

 

 بر کف دست نهاده و پیش کش راه تو نما یند .

 

تو از راه می رسی ، در ست هنگامی که دنیا ، دستش را به سوی

 

 آمدن تو دراز کرده باشد .

 

تو از راه می رسی ، درست هنگامی که هلهله ی همه ی مشتاقان و

 

 فریاد همه ی مستضعفان ، نوید آمد نت را فریاد کنند .

 

 

تو از راه می رسی ، در ست هنگامی که گنداب فساد و ستم و

 

 تبعیض و نا روایی ، چهار سوی عالم را در بر گرفته باشد و

 

 همه ی دل ها و دیده ها،مشتاقانه تو را بطلبند !

 

آه ! که اگر می دانستم کجایی ،خویشتن خویش را به ردای سبز

 

و آسمانی ات می آویختم .

 

از دیده ، سرشک شادی می ریختم و به هیچ روی دامانت را از دست نمی نهادم !

 

 

آری ، ای مولا ! اگر یک بار ، تنها یک بار تو را ببینم ، از شادمانی

 

 بال در می آورم،پروازمی کنم و در هر فرصتی با خدای یگانه راز و نیاز

 

 می کنم تا مرا شایسته ی آن گرداند که همواره از فیض حضور و وجود مقدس تو،

 

 سرشار باشم .

 

 اگر یک بار ، تنها یک بار،تو را ببینم ،عاجزانه از خدا وند می طلبم

 

 که نعمت رویت خورشید را حتی لحظه ای از من نگیرد .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 10:11  توسط مجید 

 

خوش بود که در دوستی غرضی در میان نباشد مگر ژرفا بخشید ن

 

 

به روح . زیرا عشقی که جز گشودن راز درونش طالب چیز دیگری باشد

 

 

 عشق نیست  دامی است گسترده  که جز بیهودگی در آن نمی افتد .

 

 

*** 

دوستان من ، زندگی شما جزیره ای است جدا از تمام جزیره ها و

 

 

مناطق ، گذشته از این که روزانه چند کشتی سواحلتان را به مقصد

 

 سر زمین های دیگر ترک می گویند ، یا چه تعداد ناوگان کناره های شما را

 

 

لمس می کنند . شما جزیره ای دور افتاده باقی خواهید ماند، رنجور از

 

 

درد تنهایی و اشتیاق سعادت . شما برای همنوعانتان ناشناخته اید و از

 

 

همدلی و تفاهمشان بسیار دور .

 

 

*** 

عشق هیچ نمی دهد الا خودش و هیچ نمی ستاند مگراز خودش

 

 

عشق مالک هیچ نیست و در تملک کسی هم در نمی آید :

 

 

چرا که عشق را عشق کافی است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 10:10  توسط مجید