... صدای دلبر ...
|
مانده ای در پس خورشید , رخت ز یباتر از هزاران باران , نگاهت مهربان تر از
هر برف و تو در یک جمعه می آیی . خورشید از روشنایی وجودت مسحور می شود و
از خجالت رنگ شرم بر تن می کشد . تو می آیی, آن روز دگر شب جمعه نیز سفید
پوش می شود , صدایت آبشار را برای ا بد یت خاموش می کند , سپیدی بخشندگی
ات برف را رو سیاه می کند . تو می آیی ,ولی در کدامین جمعه ؟ در کدامین صحنه ؟ هر صبح جمعه با هزاران شوق از ره می رسد ولی غرو بش غمگینی عاشورا را برای
عاشقانت تکرار می کند . مهدی جان ! گله دارم از روزگار , گله دارم از فردای جمعه که چرا تو را همچنان
در تار و پود د نیا نگه می دارد . فردای جمعه چگو نه باز روی د نیا می خندد ؟
مهدی جان در پس جمعه ها گم شده ای و با غروب جمعه در چشمانم انتظار
شده ای . نمی دانم چرا فردا ها می آیند و چرا این فرداها به دیروز تبدیل می شو ند .
مگر تو یگانه این سرزمین نیستی , دلم خودش را با یادت در دیروز گم می کند و با
احساسات آن را در فردا می یابد . با تو در میان امواج سکوت به شکوه می پردازد و
در میان آینده ای مبهم امید دیدار می طلبد . مهدی جان بیا که دیگر دلها توان نالیدن , غم ها امید شنیدن و درد ها امید بهبودی ندارند ولی امید دیدن تو در غرو بی غمگین در میان کلبه ای از
آرزو همچنان سو سو می زند . " اللهم عجل لولیک الفرج " ادامه مطلب |
|
عاشقم عاشق و جز وصل تو درمانش نیست کیست ز ین آتش افروخته در جانش نیست جز تو در محفل دلسوختگان ذکری نیست این حدیثی است که آغازش و پایانش نیست راز دل را نتوان پیش کسی باز نمود جز بر دوست که خود حاضر و پنهانش نیست با که گو یم که بجز دوســـت نبیند هرگز آنکه اند یـشه و د یـدار بفرما نـش نیست گو شه ی چشم گشا بر من مسکین بنگر ناز کن ناز که این باد یه سامانش نیست سر خــم باز کن و ساغــر لبر یزم ده که بجز تو سر پیمانه و پیمانش نیست نتــوان بست زبانش ز پریشان گو ئی آنکه در سینه بجز قلب پر یشانش نیست پاره کن دفتر و بشکن قلم و دم دربند که کسی نیست که سرگشته وحیرانش نیست امام خمینی (قدس سره الشر یف)
ادامه مطلب |
|
آسمان بارانی است همگی می گذرند چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان اما ... من تنها و رها زیر این سقف سیاه گام بر می دارم بی چتر ... و به تو , می اند یشم ... ادامه مطلب |
|
ان شا ء الله كه عزاداري همه مورد قبول حضرت حق و آقا امام زمان (عج) قرار گرفته باشه . لطفا تا آخر بخونيد ... لطفا ... اول از همه كساني كه تو دو , سه آ پ اخير نتونستم خبر شون كنم عذر خواهي مي كنم و ان شا ء الله كه اين بنده ي حقير رو ببخشيد. مسئله بعد فونت استفاده شده در آخرين آپم بود (كه يك فونت نستعليق زيبا بود )كه البته الان درست شده و يه فونت ديگه رو جايگزين كردم, ولي اون موقع به دليل عدم ساپورت و حمايت بلاگفا از فونتي كه من استفاده كرده بودم , مورد رنجش دوستان شده بود . در مورد اول كه نتونستم در مورد به روز شدن به همه خبر بدم چند نكته است كه اگه بشنويد ان شا ء الله منو مي بخشيد: 1_ در اين چند آپ, وقتم بسيار كم بود و تنها براي نوشتن مطالب وقت داشتم. 2_ وبلاگ بعضي از دو ستان باز نمي شد كه نمي دونم مشكل از بلاگفا بود يا از وبلاگ دوستان و البته وبلاگ بعضي از دوستان باز مي شد ولي قسمت نظرات باز نمي شد . 3_ با فرا رسيدن ايام امتحانات تقريبا عمدا به بعضي از دوستان خبر ندادم كه وقتي كه براي ديدن وبلاگ من مي خوان بذارن , براي درس خوندن صرف كنن . 4_ چون سيستم خونگي من چندين ماهه كه دچار اشكاله و مودمش سوخته , مجبورم برم كافي نت و به دليل برودت هوا بعضي موقع ها يا كافي نت تعطيل بوديا من به دليل سرما خوردگي و كسالت نتونستم برم كافي نت . و .... كه البته شايد هيچ كدوم از اين دلايل موجب نشه شما دوستان عزيز منو ببخشيد و فكر كنيد فراموشتون كرده بودم , ولي از هموتون مي خوام منو ببخشيد , چون بخشش از بزرگان است و شما همه بزرگواريد . اما يه پيشنهاد داشتم تا در صورتي كه من يا هر كس از دوستان نتونست به روز شدن وبلاگشو خبر بده خودتون با خبر بشيد و اون استفاده ازبخش جديد قسمت مديريت وبلاگ يعني " وبلاگ دوستان " , كه بسيار مفيده و پيشنهاد دوم گذاشتن پست الكترونيك هنگام گذاشتن نظر كه براي خبر دادن وقت كمتري مي گيره . و در آخر يه جمله از " جبران خليل جبران " كه شايد بخاطر اون راحت تر منو ببخشيد : " اگر دوستت را در تمامي شرايط درك نكني , او را هرگز درك نخواهي كرد ." مخلص شما مجيد. ادامه مطلب |