... صدای دلبر ...
|
اي خورشيد رخ بر كشيده در پس ابر , اي سفر كرده هجران گزيده , تا كي تو هم چنان در غيبت و ما چنين در هجران ؟ جهاني نثار قد ومت باد . آيا هجران امروز ما به فرداي وصال تو نمي رسد اي عزيز ! اي پيشواي محرومان , اي دادخواه مظلومان , اي فرياد رس درماندگان , اي آخرين اميد ديدگان جستجو گر , بر دروازه سحر قامت تو را منتظر است آيا مي شود كه شام تار هجران ما به صبح روشن وصالت بدل شود , اي رايت رسول خدا در دست , اي آخرين رسالت پيغمبران بدوش , اي شمشير علي (ع) بر كف , اي عصاي موسي در دست , اي ختم سليمان در انگشت , بر ما چه سخت كه همگان را ببينيم و تو را نبينيم , اي كمال موسي را وارث , اي شكوه عيسي را واجد , اي صبر ايوب را صاحب , چه دشوار است كه سخنان همه به گوشمان برسد و صداي دلنشين تو را نشنويم . اي يادگار خدا در زمين , اي دست تواناي حق در آستين , اي قرآن ناطق خدا , اي اسم اعظم الهي , چه سخت است كه لطفت را به عيان ببينم و دشمن در انكار وجود نازنينت بر ما طعنه زند . ادامه مطلب |
|
کاش اين باقی عمر که ندانم چند است و چسان می گذرد همه می شد يک روز و در آن روز غمت پر ميزد و همه نقطه خاک غرقه در گل می شد و ملائک همه ساکن به زمين می گشتند و محبت همه جا می گسترد و من آن روز چو عهدی که گذشت با همان شور و نشاطی که زجانم پر زد باز نزديک غروب بر سر کوچه ميعاد تو را می ديد م
ادامه مطلب |
|
مردي وارد چلو كبابي شد . چون جا نبود ٫ پشت ميزي كه چسبيده به ميز صاحب چلو كبابي بود٫ نشست . از قضا هر كسي كه غذايش را خورده بود و مي خواست پو لش را حساب كند ٫ موقع عبو ر از كنار ميز به علت تنگي جا٫پاي آن آقا را لگد مي كرد و در نتيجه هر دفعه زمان پرداخت پو ل تو سط مشتريان آه از نهادش بلند مي شد و مي گفت : " آقا پاي من " . خلاصه اين قضيه چند بار تكرار شد و نوبت به حساب و كتاب خو د آن آقا رسيد . به صاحب چلو كبابي گفت : يك پرس چلو كباب كوبيده با يك نوشابه چقدر مي شو د ؟ صاحب چلو كبابي ٫پس از مدتي حساب و كتاب گفت : چهارده هزار و صد تومان . مشتري گفت : آقا چه خبره ! مگر اينجا ننوشتيد چلو كباب كوبيده ٫هزار و هشتصد تومان صاحب چلو كبابي گفت : چو ن شما هر بار مشتري ها ٫ مي خواستند پول غذايشان را پرداخت كنند٫مي گفتيد: آقا پاي من ... ما هم طبق گفته خودتان صورتحساب هفت نفر را پا ي شما حساب كرديم !! كاش يكي با شه كه موقع حساب و كتاب ر و ز قيا مت٫بگه :" آقا پاي من " و گرنه . . . . ادامه مطلب |
|
سلامي به عمق تنهايي دل هاي همه چشم هاي منتظر , اي پيداي دور از چشم , من در اين روزگار بي درخت , من در اين دود آلوده هراسناك , من در اين عصر اشك آميز پنجره نا پذ ير , تو را به اندوهگينانه ترين وداع هاي عالم سوگند مي دهم , من تو را به تشنگي شمشير ها و سيرابي برگ ها , من تو را به پريشاني درياها و اضطراب موج ها , من تو را به غربت پوپك ها و آوارگي نسيم ها , من تو را به عفت ياس ها و عصمت شكوفه ها , من تو را به مظلوميت شقايق ها و معصوميت نرگس ها سوگند مي دهم كه : مرهم مقدس نگاهت را از زخم باستاني من بگير ! آن قدر به انتظارت نشستم كه پرنده در دست هايم آشيانه ساخت ! آن قدر به انتظارت نشستم كه پيچك همسايه در من پيچيد و بر شانه ام گل داد ! آن قدر به انتظارت نشستم كه زمان را درتار و پود انتظار, گم كرده ام . مي خواهم پرنده نگاه تو را از پشت پنجره اي بنگرم كه بر اطرافش پيچك هاي ابديت پيچيده است , مي خواهم تو را در سپيده دم آدينه اي شبنم گير , در خم سجاده اي ملاقات كنم و گل هاي زندگاني ام را در عطر گيسوانت پرپر سازم ! اي يوسف زهرا , آقاي من , به انتظار تو كه بيايي و ما عاشقان مشتاق سجاده نشين را به گرمي وجودت , دم زندگي ببخشي ! ما را پناه ده در سايه سار الطافت . ادامه مطلب |
|
چرا براي ديداربزرگان اينقدر به اين سو و آن سو سر مي كشي, كسي شو تا ديگران براي ديدارت لحظه شماري كنند ! *** در پناه نفاق شياطين عجيبي مي رويند كه حتي " ابليس " هم نمي داند كه غدار هايشان را كجا تيز كرده اند ! *** مرگ آن نيست كه در قبر سياه دفن شوم ؛مرگ آنست كه از خاطر تو با همه ي خاطره هام محو شو م . *** دنيا آنقدر بزرگ است كه هر كس مي تواند جاي خو دش باشد ٫نه جاي ديگري . " چارلي چاپلين " *** اگر از هر چيز بهترينشو نداريم , ولي مي تونيم از چيزي كه داريم بهترين استفاده رو بكنيم . *** فقط " عاشق و اقعي " مي داند كه عشق را با كلمات نمي توان توصيف كرد . *** ضعف امروز حاصل غفلت ديروز است , بياييد اصلاحات را از درون آغاز كنيم . *** در زندگي دانا , پيروزي اصل و شكست فقط يك حادثه عبرت آموز است . *** دل نبستن به دنيا زهد و اقعي است , نه ترك دنيا و گدايي ! *** نادان نافرمان , دردش بي درمان و حسرتش بي پايان است . *** ناسزاي دانا , بسزا و بسزاي نادان , ناسزا است ! *** سكوت عاقل , رساتر از فرياد جاهل است . *** ادامه مطلب |
|
اخبار بد زود منتشر می شود . "جزایر انگلیس" ادب حتی گربه را خشنود می کند. "چک و اسلواکی" اگر می خواهی گرم باشی باید دود را تحمل کنی. "چک واسلواکی" آب ممکن است به خواب رود ولی دشمن بخواب نمی رود. "بلغارستانی" اگر دو خر گوش را تعقیب کنی ،هیچ یک را شکار نخواهی کرد . "جزایر انگلیس" اگر می خواهی جسمت سالم باشد زبانت را زندانی کن. " اسکاتلندی" آنچه مردان را طاس می کند گذر زمان است نه شانه."چک واسلواکی" اگر درخت پیر را جا به جا کنی خشک می شود. "اسکاتلندی" آدم تمیز خیلی آسانتر کثیف می شود . "بلغارستانی" اگر قلب حرف نزند ،دل حرف می زند. . "بلغارستانی" آسانتر ین کارها شکست خوردن است. "ولز" ادامه مطلب |
|
نه نه نه اين قرارمون نبود كه تو بي خبر بري من خسته شم كه تو بي همسفر بري نه نه نه اين قرارمون نبود من رنگ شب بشم تو سر سپرده شي من جون به لب بشم باور نمي كنم اين تو خود توئي اين تو كه از خودش بي خود شده , تويي باور نمي كنم عشق مني هنوز گاهي به قلب من سر مي زني هنوز وقتي زندوني تو هوس مثله پروازه تو قفس اين رسم همراهي نشد اي هم نفس ! وقتي قلبت از من جداست برگردونه بي هم صداست انگار دستت با دست من نا آشناست باور نمي كنم اين تو خود توئي اين تو كه از خودش بي خود شده , تويي باور نمي كنم عشق مني هنوز گاهي به قلب من سر مي زني هنوز
ادامه مطلب |
|
عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشاملو) *** من توي دنيا سه دوست دارم ... خورشيد ، ماه و تو . اولي رو واسه روزهام مي خوام ، دومي رو واسه شبهام مي خوام ، ولي تو رو واسه ي تك تك لحظه هاي زندگي مي خوام . *** بدترين درد اين نيست كه از عشقت دور باشي . بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوسش داري نرسي . بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه . بدترين درد اين هم نيست كه عشق يكي باشي و اون ندونه . بدترين درد اينه كه يكي بميره و اون وقت تازه بفهمي كه دوستت داشته . اينم يه نوع درد ديگه !!!!!!!!!! *** يه روز دل با خودش عهد بست كه از اين به بعد سنگ ميشم ، سنگ شد .... رفت يه سنگ ديگه شد و ميون سنگها نشست ، اما ..... عشق . *** خدا به همه فرشته ها دستور داد تا توي بهشت جمع بشند تا بهترين فرشته رو انتخاب كنه ولي ، بهترين فرشته جا موند چون در حال خوندن نوشته منه. *** اگه یک شب رفتی کنار آسمون دیدی هیچ ستاره ای واست چشمک نمیزنه اصلا ناراحت نشو خودم ستارت میشم و تا صبح برات چشمک میزنم تا تک ستاره ی آسمونت بشم . *** روزی ازم پرسید آرزوی تو چیست ؟ *** لرزش دست و دلم ادامه مطلب |
|
همه مي دونيم مرگ حقه و شتريه كه در خونه همه مي خوابه . اما هيچ كدوم نمي دونيم كه كي مي ميريم . اما حالا مي خوام يه چيزي بگم و يه سؤالي رو مطرح كنم لطفا جواب هاي زيباي خودتون رو بفرستيد : " اگه يه روز از عمرتون باقي مونده باشه , چيكار مي كنيد ؟ " ادامه مطلب |