تبليغاتX
... اللهم عجل لولیک الفرج ...

 

منتظر بودم

منتظر دارکوب زمان

تا اين بار

 تلنگرش را

بر سرم بکوبد

غافل از اينکه

سالهاست

دارکوب زمان

تلنگر می زند و من غافلم !

 

( شعرگونه ای از خودم )



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 12:15  توسط مجید 

 

صحبت گنجشك با امام رضا (ع)

راوى: سليمان "يكى از اصحاب امام رضا(ع)"

حضرت رضا (ع) در بیرون شهر ، باغی داشتند . گاه گاهی برای استراحت به باغ می رفتند . یک روز من

نیز به همراه آقا رفته بودم . نزدیک ظهر ، گنجشک کوچکی هراسان از شاخه درخت پر کشید و کنار امام

نشست . نوک گنجشک ، باز و بسته می شد و صداهایی گنگ و نامفهوم از گنجشک به گوش

می رسید . انگار با جیک جیک خود ، چیزی می گفت . امام علیه السلام حرکت کردند و  رو به من

فرمودند :" سلیمان ، این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد . یک مار سمی به جوجه هایش حمله

کرده است . زودباش به ان ها کمک کن . با شنیدن حرف امام در حالی که تعجب کرده بودم

بلند شدم و چوب بلندی را برداشتم و آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پله های لب ایوان

برخورد کرد و چیزی نمانده بود که پرت شوم .با تعجب پرسیدم : " شما چطور فهمیدید که آن گنجشک

چه می گوید ؟ " امام فرمودند : " من حجت خدا هستم .... آیا این کافی نیست ؟"

سلام بر تو ای نگین ایران ، هوای ما را هم داشته باش،

 ، من هم گنجشکی هستم کوچک !

این هم یه شعر از خودم (البته اگه بشه اسمشو گذاشت ُشعر )

 برای آقا امام رضا (ع)

پنجره باز اتاقم
دل شکسته و ناشادم
تلاقی احساس و عرفانم
به امید اجابت توست

همه دعاها و آمالم
چشم گریان و نالانم
پنجره فولاد و دستانم
به امید اجابت توست

تو که شاه خراسانی
تو که خورشید تابانی
تو که نگین ایرانی
تو که علی بن موسی ای

التماس دعا

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 10:46  توسط مجید 

نمی خواستم بنویسم ...

چون لیاقت نوشتن از ائمه را ندارم ....

با خودم که تعارف ندارم ......

اما یه نیرویی گفت بنویس ....

به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) چند حدیث از ایشان را می نویسم :

1 - هر كه در چهار موقع، مالك نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب، خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.


2 - سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد

هنگام فتنه ها و آشوب ها با وقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شكرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد،دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذیّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحمیل ننماید، جسمش خسته، ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند .

3 - سكوت همانند گنجى پربهاء، زینت بخش حلم و بردبارى است; و نیز سكوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.

4 - اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 14:43  توسط مجید 

خدایا !

اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های

نکبت بار و پلیدِ " شِبه آدم های اندک " را متوجه شوم ، چه ، دوست تر می دارم ،

" بزرگواری گول خور " باشم تا ، هم چون اینان ، " کوچک واری گول زن " .

دکتر شریعتی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/05ساعت 13:0  توسط مجید 

وقتی ماه رمضان شروع میشه یاد دانشگاه می افتم

یاد چی دانشگاه ... الان میگم ...

آخر ترم ،

 قبل از امتحانات

 یکی ، دو هفته ای دانشگاه تعطیل میشد که برای امتحانات آماده بشیم

بهش میگفتند فرجه

فرجه برای امتحانات

...

 

حال هم ماه رمضون شباهت داره به همون ایام فرجه ،

 یعنی انگارخدا یه ماه بهمون مهلت میده که برای یه امتحان یک ساله آماده بشیم

تو ایام فرجه باید اینقدر میخوندیم و درسا رو دوره می کردیم

 که موقع امتحان دیگه استرس نداشته باشیم و آماده باشیم

 حالا هم تو این یه ماه باید اینقدر نفسمون رو پرورش بدیم

 که برای یه سال آماده ی آماده باشیم .

 

به امید استفاه هر چه بهتر از این ماه عزیز

 

 

 حلول ماه مبارک رمضان پیشاپیش بر همه مبارک

تو ماه رمضان ما رو یادتون نره

... اللهم عجل لولیک الفرج ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 10:17  توسط مجید 

 

سلام

یه یکی ، دو هفته ای بود بلاگفا بدجور ما رو اذیت کرد ، شما رو نمی دونم ؛

 آپ می کردم نشون نمی داد . تنظیمات وبلاگم ( آمار و ... ) پرید و ...

ولی دوباره اومدم با چند تا پست جدید

 راستی تا یادم نرفته

تو ماه رجب ما رو فراموش نکنید

 ... اللهم عجل لولیک الفرج ...

 پیشاپیش تولد امام علی (ع) و روز پدر بر همه مبارک ...

 

پدر یعنی ستون

پدر یعنی سایه

پدر یعنی سقف

پدر یعنی بزرگ

پدر یعنی سد

پدر یعنی ... یعنی ... بابا

 

علی (ع)

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی

                                    از خم دوست جوانم به خم موی علی                                                            

طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست

                                        یاد آرم به خرابات چو ابروی علی                                                                     

                         امام خمینی ( ره)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت 12:55  توسط مجید 

       با من بگو چگونه از رویش یاس ها بگویم ، وقتی که نرگس های چشمم در انتظار آمدنت سوسو

می زنند . هر شب با یاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ...

       می دانم که می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلب های خسته مان می زدایی و

اشک های زلالمان را از گونه هایمان برمی چینی . می آیی و ضریح گمشده یاسی کبود را نشانمان

می دهی و مسیح مریم را با خویش همراه می سازی . می آیی و صندوقچه موسی را برایمان

 می گشایی و آن گاه در کنار کعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی که آمدنت را به

منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود . می آیی و فراسوی نگاه منتظرمان ، قلب های کوچک و

امیدوارمان را به هم پیوند می دهی و آن روز ، روز شادی چشم های منتظری است که عاشقانه

 می گریند و به سویت بال و پر می گشایند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت 12:50  توسط مجید 

      

 اواسط اردیبهشت هفته ای به نام هفته ی مشاغل در تقویم ها گنجانده شده است . برای زنگ انشاء سال سوم راهنمایی این موضوع را انتخاب کردم . (1)

                                 " در آینده می خواهید چکاره شوید ؟ "

       هفته بعد که به کلاس رفتم هر کدام از دانش آموزان انشایی نوشته بودند . بعضی ها کلیشه وار شغل هایی را انتخاب کرده و کلیشه وارتر در مورد آن انشائی نوشته بودند . . . شغل هایی مثل : معلم ، پلیس ، خلبان ، فوتبالیست و ... . یکی از بچه ها که شاگرد چندان درس خوانی نبود و یه خورده هم  ( بیشتر از یه خورده ) فضول تشریف داشت برای خواندن انشاء اعلام آمادگی می کرد .

حال بخوانید انشای دانش آموزی از خطه خراسان جنوبی و در روستایی محروم به نام میریک ( 2 ) که هم فال است و هم تماشا !!!

راستی تا یادم نرفته پی نوشت ها رو حتما بخونید .

 

و اما اصل مطلب ( انشا ) در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت 12:19  توسط مجید 



زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،

آوای«مادرم» است . این کلمه آکنده از عشق و امید است،

کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد

وزیبائی است.مادر همه چیز ماست

مادر آن روح جاودانی است که

لبریز از عشق و

زیبائی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 11:13  توسط مجید 

 

آخرین وصیت به علی (ع) :

مرا شبانه  غسل بده و کفن نما، و شبانه بر من نماز بخوان و مرا به خاک بسپار و به هیچ‏کس خبر نده .

تو را به خدا می‏سپارم و به فرزندانم تا روز قیامت درود می‏فرستم .

. . . . . .

این حکایت شهادت بانوی دو عالم است ...

چرا شبانه ؟

چرا در خفا ؟

.

..

...

چون لیاقت انگشت شمار بود ... !

هر کسی لیاقت تشییع پیکر کبود نور چشم محمد (ص) را نداشت !

....

اکنون ما که هنگام مرگ با حضور انبوه جمعیت تشییع می شویم  ....

 آیا لیاقت تشییع شدن بوسیله این جمعیت را داریم ؟!

کاش داشته باشیم ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 10:5  توسط مجید